الف) موضوع حكم شرعى: در آغاز هر بحث بايد موضوع آن كه
حكم فقهى داير مدار آن است، به درستى تبيين گردد. بسيار
اتفاق مى افتد كه در تعريف موضوع و تعيين صورت مسئله،
اختلاف نظرهايى وجود داشته باشد. تبيين موضوع، نقطه
مركزى بحث است وگاهى جهت گيرى بحث فقهى را تغيير
مى دهد. علاوه بر اين، گاه مسئله داراى صور و شقوقى است
كه بايد در ابتدا تجزيه و تفكيك شود.
ب) حكم شرعى: حكمى است كه شارع مقدس براى موضوع
خاصى معين كرده كه يا تكليفى است مانند وجوب و حرمت
واستحباب و كراهت و اباحه و يا وضعى است مانند ملكيت و
زوجيت و صحت و فساد.
ج) گرايشها و جهت گيرى هاى فقهى: موضع شرع گاه بين
فقها اجماعى و مورد اتفاق است و گاه اختلافى است؛ زيرا
فقها در اجتهاد واستنباط از ادله شرعى به نتايج مختلفى
مى رسند. به ويژه فقهاى مكتب اهل بيت (ع) كه باب اجتهاد
روى آنها گشوده است و كشف ديدگاه شرعى، مرهون بحث
تخصصى و جدل علمى است. گاه حتى يك فقيه در تحقيقات
خود به نكته اى جديد بر مى خورد و به نظريه تازه اى غير از
نظريه قبلى خود مى رسد.
بنابر اين در بسيارى موارد در فقه شيعه با گرايشها و نظريات
فقهى متعددى رو به رو هستيم.
به رغم تعدد جهت گيرى ها و نظريات فقهى، ما در اين دايرة
المعارف، فقط موضع رسمى و مشهور مذهب اهل بيت (ع) را
ارائه مى دهيم. از آنجا كه باب اجتهاد مفتوح است، موضع
مشهور نيز در گذر زمان تغيير مى كند و ممكن است شهرتى
كه نزد فقهاى پيشين بوده، از ميان رفته و شهرتى بر خلاف آن
نزد فقهاى متاخر منعقد شده باشد.
با توجه به خصوصيات و ويژگى هاى متون فقهى و اختلاف
تعابير فقها، كار تفكيك نظريات و گرايش هاى فقهى آنان
دشوار است. علاوه بر آن كه عمليات تفكيك اين گرايش ها،
گاه محدود به چارچوب عبارات متون فقهى نيست، بلكه بايد
در ادله و مبانى نظريات فقهى نيزبه كاوش پرداخت.
در نتيجه هر تشابه عبارات، كاشف ازوحدت نظر نيست و هر
اختلاف در تعبير، حاكى از تعدد ديدگاه ها نمى باشد. مثلا در
حكم عقدفضولى مى بينيم برخى از فقها تعبير به بطلان و
برخى ديگر تعبير به صحت مى كنند، در حالى كه اين دو تعبير
به ظاهر متغاير، نظرواحدى را منعكس مى كنند؛ زيرا مراد از
بطلان، عدم لزوم عقد است كه با قول به صحت سازگار است.
تعيين عوامل مؤثر درفهم ومرزبندى گرايشهاى فقهى كار
آسانى نيست بلكه نيازمند بررسى و تحقيق گسترده اى است
و تخصصى ويژه را مى طلبد.
از آنجا كه اين دايرة المعارف، متخصصين و اهل فن را نيز
مخاطب خود مى داند، تنها به ارائه اقوال فقهى و آراء قطعى
فقها اكتفانكرديم، بلكه احتمالات و نظريه پردازى هاى علمى را
نيز ذكر كرديم.
محدوده پژوهش ما فقه اهل بيت (ع) است، يعنى حوزه فقه
خاص نه فقه اسلامى به معناى عام ونه فقه تطبيقى و مقارن.
در عين حال كوشيده ايم تا حد توان ديدگاه هاى مذاهب ديگر
را نيز به صورت مستقل يا ضمنى منعكس كنيم. ما با همه
گرايشها چه در داخل مذهب وچه در خارج از آن، برخورد
انفعالى و تنگ نظرانه نكرديم، بلكه واقع بينانه با آن روبه رو
شديم. درحالى كه هدف ما بيان صريح و بدون ابهام ديدگاه
مذهب اهل بيت(ع) است، اما حق ديگر مذاهب فقهى را ضايع
نكرده و با تجاهل و ناديده انگارى از كنار آنها نگذشتيم،
آن گونه كه متاسفانه در برخى دايرة المعارف هاى فقهى
صورت گرفته است، بلكه هر جا لازم بود به طرح آراء آنها
پرداختيم. همچنين دراستخراج وتطبيق فقهى نظريات آنها
مدرك هر قول را آورديم، و در داورى ميان اقوال و اشكالات
وارده بر آنهانيز با ديده انصاف نگريستيم.
كوشيده ايم تاريخ مسائل و آراء فقهى را از زمان پيدايش آنها،
در عرصه علمى و تحولاتى را كه بر آنها گذشته است در پرتو
منطق درونى علم فقه بيان كنيم؛ نه از زاويه شرايط اجتماعى
و محيط ى كه خارج از محدوده استنباط فقهى وجود داشته
است.
براى اطمينان بيشتر از انعكاس سير تاريخى مسائل فقهى،
عين عبارات متون و نصوص فقهى را نقل كرديم تا پژوهشگر
در شناخت مراحل دگرگونى مسئله و در تحصيل شهرت ها و
اجماعات، يا اطمينان از صحت حكايت و نسبت آرا به صاحبان
آنها بهتر نتيجه گيرى كند. براى پرهيز از زياده نويسى، نقل
قول ها را در حد توان از متن مقالات به پانوشت انتقال داديم.
پاى اجتهادات شخصى را به دايرة المعارف نگشوديم مگر در
موارد استثنايى، آن هم به صورت بسيار محدود، از قبيل:
استدلالات: سطح استدلال با توجه به سطح مخاطبان كه در
برنامه كلى و كلان دايرة المعارف مورد نظر است، تعيين
گرديد. چون حوزه مخاطبان شامل متخصصان نيز مى شود به
بيان مختصر و شتاب زده ادله اكتفا نكرديم، بلكه به منظور
بهره ورى هرچه بيشترمخاطبان در بيان ادله توسعه داده و
كوشيده ايم تا آخرين ديدگاه هاى متاخران و معاصران را ارائه
دهيم.
ادله را دسته بندى و از يكديگر تفكيك كرده ايم. ادله عقلى و
ادله شرعى را جدا آورده ايم. در ادله شرعى نيز كتاب و سنت و
اجماع ازهم متمايز شده اند.
گاه احراز قوت استدلال و متانت فتواى مبتنى بر آن،
امكان پذير نيست مگر بعد از آگاهى بر مناقشات و اشكالاتى
كه بر آن استدلال شده است، بدين جهت برخى از مناقشات را
به اختصار ذكر كرده ايم، اما به اشكالات جانبى و بيرون از
حوزه مسؤوليت فقه نپرداختيم.
گاه يك مناقشه به يك مبناى اصولى يا كلامى يا رجالى بر
مى گردد، در چنين مواردى وارد قلمرو علوم ديگر نشده و
فقط به اشاره وارجاع اكتفا كرده ايم.
واقع نگرى را كه در گزارش آرا مراعات داشته ايم، در
گزارش و ارائه ادله نيز مورد غفلت قرار نداده ايم. قاعده اوليه،
بيان دلايل فقهاست نه ادله تبرعى و توجيهى، مگردر مواردى
كه با نقاط خالى از استدلال روبه رو مى شديم كه موقعيت
ايجاب مى كرد به جهت حفظ امانت علمى با به كاربردن تعبير
«يمكن ان يستدل» آن عبارت را توجيه فنى نماييم.
ج) تنظيم بحث ها
الف) تفكيك ميان مباحث تصورى و تصديقى، چنان كه اشاره
كرديم.
د) طبيعت و سطح بيان
هدف ما از درج نقل قول ها در پاورقى، صرفا رعايت جمع بين
حق اهل فن و ديگران بوده است. تا حد ممكن سياست كلى و
قاعده اوليه بر اين بوده است كه مضامين بلند فقهى به صورت
روشن و با زبان متعارف و قابل فهم بيان گردد، گر چه
طبيعت برخى از مطالب،سطح و شيوه خاصى از بيان را بر ما
تحميل كرد.
ه) استحكام
و) محدوده منابع
1. محدوده منابع از نظر زمانى، از شروع غيبت كبرى يعنى
اوايل قرن چهارم هجرى تا اواخر قرن چهاردهم ، بلكه اوايل
قرن پانزدهم امتداد دارد.
بدين جهت منابع مورد استفاده ما بالغ بر ده ها عنوان كتاب
خواهد بود، و اين از طرفى مسؤوليت را مضاعف و سنگين
مى كند و از سوى ديگر به غناى بحث هاى اين دايرة المعارف
مى افزايد.
قابل توجه است كه برخى از منابع در دسترس ما نبوده و
مفقودند، مانند كتاب هاى ابن جنيد و ابن ابى عقيل و ديگران.
در چنين مواردى راهى جز نقل با واسطه وجود نداشت.
در اين جا به مهم ترين منابع فقهى اين دايرة المعارف اشاره
مى كنيم. ترتيب اين منابع براساس مراحل ششگانه تاريخى
است كه فقه اماميه تاكنون سپرى كرده است اگر چه برخى از
اين منابع، نماينده انديشه غالب در آن مرحله تاريخى خود
نيستند.
الف) مرحله تاسيس (نيمه قرن سوم اوايل قرن پنجم)
ب) مرحله جهش و شكوفايى (اوايل قرن پنجم نيمه قرن
هفتم)
ج) مرحله استقلال و تكامل (نيمه قرن هفتم نيمه قرن دهم)
د) مرحله افراط و تفريط (نيمه قرن دهم دهه هاى پايانى قرن
دهم)
ه) مرحله اعتدال (اواخر قرن دهم نيمه قرن سيزدهم)
و) مرحله كمال (از نيمه قرن سيزدهم)
افزون بر اين منابع، تقريرات بحث ها و مصنفات و رسايل اين
بزرگان نيز مورد استفاده بوده است: محقق خراسانى
(م 1329ق)، ميرزاى نايينى (م 1355ق)، محقق آغا ضياء الدين
عراقى (1361ق)، محقق اصفهانى(م 136ق)، سيد كاظم
يزدى(م 1337ق)
در پايان اشاره به اين نكته لازم است كه طرح دايرة المعارف
فقهى بر اساس مذهب اهل بيت (ع) ويژگى خاص خود را
دارد و از جهت پيچيدگى و دشوارى، امكانات و فرصت هاى
علمى و عملى لازم، برخوردارى طراحان از تخصص هاى
فقهى و ادبى و فنى، با ديگر
طرح هاى علمى و فرهنگى،
متفاوت است. بنابر اين از توان يك فرد خارج بوده و كوشش
جمعى و تلاش مشترك صاحبان تخصص هاى گوناگون را
مى طلبد، تا آن را از نظر كمى، كيفى و زمانى در حد مطلوبى
به ثمر رسانند.
در اجراى چنين طرحى تعجيل، بى جاست، بلكه بايد با دقت،
حوصله، دورنگرى و مدد گرفتن از همه تجارب و فرصت ها،
پيش رفت،
تا نتيجه نهايى به صورت مطلوب، متقن و روشمند
ظاهر شود.
مؤسسه دايرة المعارف از همان آغاز همه اين امور را مورد توجه
جدى قرار داده و تمام كوشش خود را به كار بسته تا با صبر و
دقت ازتوانمندى ها و تخصص هاى متنوع در پايگاه علمى
بزرگ جهان اسلام در شهر مقدس قم استفاده كند و از جمع
زيادى از علما ومتخصصان كمك بگيرد. محققان بسيارى نيز
با تمام كوشش و اخلاص در آماده سازى مواد اصلى بحث ها و
مقالات فقهى دايرة المعارف و در تلخيص و باز بينى و تنظيم
آنها و در نهايت آماده ساختن آن براى چاپ، مشاركت
داشته اند.
اين گام را با همكارى و تلاش ستودنى كليه اين پژوهشگران
برداشته ايم. توفيق همه دست اندركاران و كسانى را كه اين اثر
تحت اشراف آنها انجام پذيرفته است، به ويژه ولى امر مسلمين
آيت الله العظمى سيد على خامنه اى دام ظله كه با عنايت
ويژه خود اين طرح را مورد توجه قرار داده است، از خدا
خواهانيم. همچنين از خداى سبحان مسئلت داريم كه اين
عمل ما را خالص قرار داده وهدفى را كه از آن انتظار مى رود،
محقق سازد. و هو حسبنا و نعم الوكيل، نعم المولى و نعم النصير، و الحمد الله رب العالمين. نگرشى به سه دايرة المعارف فقهى
موسوعة جمال عبدالناصر فى الفقه الاسلامي، شيخ خالد غفورى مقدمه
گنجينه كتب فقهى در طول تاريخ خود (حدود هزار سال)
سرشار از ده ها اثر و تاليف گران سنگ و بى نظير است و از
ويژگى هاى نمايان اين دوران ميراث فرهنگى، ظهور
انديشه هاى ناب و ريشه دار است. برخى تلاش مى كردند همه مطالب و ابواب و مسائل و فروع يا اكثر آنها را بنويسند، مانند شيخ طوسى، اما بعضى ديگر به اختصار وفشرده نويسى رو آوردند، مثل ابوعباس حلى، معروف به ابن فهد كه كتاب موجز را نگاشت. برخى نوشته ها بيانگر مجموعه اى از فتاوا و احكام شرعى است، مانند: نهايه شيخ طوسى؛ در عين حال عده اى ديگر از فقها در بعضى تاليفاتشان، راه و روش استدلال و بيان دليل و مدرك احكام شرعى را برگزيدند. برخى تاليفات شرح كتاب ديگران است، و بعضى ديگر تاليف و تدوين جدا و مستقل است. فقهايى نيز راه نظم را برگزيدند و عده اى ديگر شيوه هاى ديگر را. به هر شكل اين گونه نوشته ها دربردارنده نظريه ها و گرايش ها و روش هاى متنوع فقهى و مشتمل بر مطالب علمى فراوان است. شيوه موسوعه نگارى در فقه
زنده نگه داشتن ميراث فرهنگ كهن فقه و باز آفرينى آن و هم
طراز قرار دادنش با دانش هاى ديگر، كار ساده و كوچكى
نيست و به ثمرنشاندن آن تنها با تشكيل همايش و گردهمايى
علمى يا كارهاى سريع و زود گذر ميسر نمى شود؛ بلكه
نيازمند كار سترگ تاريخى است كه تلاشى پيوسته و
خستگى ناپذير به دنبال داشته باشد تا از اين طريق بتوان غبار
كهنگى سده هاى گذشته را زدود.
از مهم ترين طرح هاى بزرگ و تاريخى، تدوين و نگارش فقه به
شيوه دانشنامه اى و دائرة المعارف است كه امروزه بسيار مورد
توجه وعنايت است. شيوه دائرة المعارف نويسى از شيوه هاى
ارزنده اى است كه در نشر فرهنگ و دانش در سطح گسترده
مورد توجه است؛زيرا به علت فراوانى و گسترش و تحول
سريع علوم، آگاهى از آنها براى هر كسى آسان نيست. از اين
رو، فايده تدوين علم فقه بر اساس شيوه نوين الفبايى دانسته
مى شود.
اين روش تاليف ، در آغاز امرى آسان مى نمايد؛ چرا كه بيش از
جمع آورى اطلاعات از مصادر و منابع نيست كه در ضمن
عناوين متعدد قالب گرفته، اما در دائرة المعارف به ترتيب
الفبايى نوشته مى شوند و چه بسا در مواردى به تغيير
ساختارى عبارت نياز پيدا كنند.اما كاردانان و دست اندركاران
شيوه تدوين علوم به شكل دانشنامه اى، به خوبى از سختى كار
و انبوه مشكلات چنين كارى آگاهند؛ به ويژه در فقه اهل
بيت(ع) با آن حجم بسيار وگستردگى فراوان مباحث و
مطالب و فزونى و گوناگونى آرا و اختلاف گرايش ها
وبرداشت هاى فقهى. از سوى ديگر با تراكم مصادر و تعداد بى
شمار آنها و تغيير زبان بر اثر گذشت زمان، كار دشوارتر
مى گردد. چنانچه انگيزه موسوعه نويس، دسترسى به آخرين
اطلاعات و دانسته ها و احاطه بر همه مطالب باشد، همچنين
مخاطب وى افرادى فراتر ازسطح عادى باشند يعنى دانش
پژوهان و متخصصان تدوين و تهيه دائرة المعارف سخت تر
مى شود. بنابر اين گزاف نيست اگرگفته شود: تدوين
دانشنامه اى در راستاى فقه تخصصى، كارى سترگ و پروژه اى
عظيم و تاريخى است كه قابل قياس با تاليف و نگارش كتب
ديگر نيست. با اين حال اكنون بعد از مدتها انتظار فاضلان و
پژوهشگران و پس از گذشت چند سال تلاش پيگير و توانفرسا
اولين جلد «موسوعة الفقه الاسلامى طبقا لمذهب
اهل البيت(ع)» جايگاه خود را در كتابخانه ها يافته، اكنون براى
معرفى اين كار بزرگ و بااهميت به گزارش برخى از
ويژگى هاى برتر آن مى پردازيم.
ويژگى هاى دائرة المعارف فقه اسلامى طبق مذهب اهل بيت(ع)
جلد نخست دائرة المعارف در 1423 ه . در قطع رحلى در
حدود 500 صفحه به چاپ رسيده است.
دائرة المعارف به منظور عرضه آراء فقهى اهل بيت(ع) تدوين
شده، ضمن آن به بررسى و نقل ديدگاه هاى فقهى مذاهب
ديگر نيزاهتمام ورزيده است. شايد اكنون وقت بررسى و
ارزش يابى اين دائرة المعارف نرسيده باشد و بايد انتظار كشيد
تا جلدهاى ديگر آن منتشر شود اما از آن جا كه نخستين جلد
حاوى نكات ارزنده اى است، مى توان با نگاهى گذرا به
مطالبى در خور دست يافت.
اين كتاب بيست و چهار عنوان دارد كه با «ائمة» آغاز و با «آنية»
ختم مى گردد. همان گونه كه در شيوه نو دائرة المعارف
نويسى معمول است، اين موضوعات به ترتيب الفبا تنظيم
شده اند اما موضوعات به يك شيوه نيستند؛ بلكه:
ويژگى هاى اين موسوعه زمانى آشكار مى شود كه با دو دائرة
المعارف مهم ديگر جهان اسلام در دو بعد محتوا و ساختار،
مقايسه شود؛ زيرا شالوده نگارش دانشنامه بر اين دو پايه استوار
است.
از اين رو ابتدا آن دو موسوعه را معرفى اجمالى مى كنيم،
سپس ويژگى هاى اين موسوعه را با مقايسه با آن دو بيان مى
نماييم.
موسوعه جمال عبدالناصر
اين دائرة المعارف كه در 1368 ه . نخستين جلد آن نشر يافت ،
در صدد مقايسه بر اساس آرا و ديدگاه هاى مذاهب زير است: الموسوعة الكويتية
انتشار اولين جلد در 1400 ه . آغاز شد و تا كنون به بيش از 40
جلد رسيده و همچنان براى انتشار جلدهاى باقى مانده
تلاش مى شود. اين دائرة المعارف فقط به بررسى آراء مذاهب
چهارگانه زير اكتفا كرده است: مقايسه و بررسى
انگيزه ما در اين پژوهش، مقايسه همه محتوا و شيوه دائرة
المعارف ها نيست؛ بلكه در صدد تحليل روش هر يك از اين
موسوعات هستيم. هدف از اين كار دستيابى به شيوه دائرة
المعارف نويسى فقهى است كه از طريق شناسايى نقاط ضعف
و قوت دائرة المعارف هاامكان پذير است. مجموع عناوين جلد نخست دائرة المعارف فقه اسلامى تا عنوان «آنيه» 24 اصطلاح است، در حالى كه دائرة المعارف كويتى تا همين مقدار 19 و جمال عبدالناصر هشت عنوان دارد.
دوم: ضابطه انتخاب اصطلاح همچنين در دائرة المعارف كويتى عنوان «آداب الخلاء»((76)) آمده، روشن است آدابى كه در فقه است بسيارند و شامل خيلى ازابواب فقه مى شوند، بنابراين چه خصوصيت و برترى براى «آداب الخلاء» در مقابل «آداب البيع و الشراء» و يا «آداب السفر» وآداب ديگر وجود دارد؟!
مناسب بود كه عنوان را مطلق انتخاب مى نمودند، نظير آنچه
در دائرة المعارف فقه اسلامى آمده است((77)).
در دائرة المعارف جمال عبدالناصر نيز عنوان «آسن» آمده در
حالى كه اصطلاح «آجن» مشهورتر است. تقسيم بندى اصطلاحات يك عنوان به صورت دو، سه يا چهارتايى بايستى براساس قواعد پايه ريزى شود. در غير اين صورت امتيازروشمند بودن از بين مى رود.
از ويژگى هاى بارز دائرة المعارف فقه اسلامى برخوردارى از
تقسيم بندى منطقى است كه چگونگى آن در مقدمه كتاب
بيان شده است.
دائرة المعارف كويتى بر عناوينى تكيه ورزيده و برخى را اصلى
يا فرعى قرارداده اما مناسب بود آنها را جزو عناوين دلالت
كننده قرارمى داد، به عنوان نمونه پژوهشگر هنگام مطالعه
عناوينى از قبيل «آباء»((78)) در مى يابد كه اين موضوع با افراد
زير مجموعه آن پيوندو هماهنگى ندارد. شيوه داشتن اقتضا
مى كند بحث «آباء» به عنوان «اب» ارجاع داده شود.
همچنين آوردن «آبار»((79)) با صيغه جمع مناسب نيست و
مقتضاى ذوق و سليقه اين است كه به عنوان «بئر» ارجاع داده
مى شد.
افزون بر اين، به مواردى بر مى خوريم كه بحث آنها به موضوعاتى ارجاع داده شده كه در
جلدهاى ديگر نيامده است، به عنوان نمونه:«آكلة»((80)) به «اكلة» ارجاع داده شده اما اين
عنوان در دائرة المعارف كويتى نيامده بلكه عنوان «اكولة»
آمده كه واضح است ربط ى به «آكلة» ندارد.
دائرة المعارف جمال عبدالناصر به تقسيم بندى اصطلاحات و
عناوين اهميت نداده؛ بلكه به عناوين به يك گونه نگريسته و
همه رااصلى قلمداد نموده است، و بحث را در عنوانى كه بر
مى گزيند به پايان مى رساند ؛ فقط در موارد بسيار اندك به
عناوين ديگر ارجاع داده است. اين نكته اشكال بزرگى است كه
بر روش دائرة المعارف عبدالناصر وارد است در حالى كه دائرة
المعارف كويتى اجمالا ازاين اشكال دورى گزيده است مگر
اشكالات و ملاحظاتى كه بيان كرديم. از امتيازات تدوين به روش موسوعه اى ، شيوه تنظيم مطالب در يك ساختار فنى است. دائرة المعارف فقه اسلامى برخوردار ازساختارى ارزنده است به شكلى كه در بردارنده فروع و مطالب فقهى است، نيز مشتمل بر مطالب علمى فراوانى است .
اينك مى توان از ميان نمونه هاى زير برخى از اين خصوصيات را
مشاهده نمود. در اصطلاح آنيه در ذيل قسمت ثانيا - احكام آمده است: تارة من حيث الموضوع الى ما يتعلق بال آنية من حيث المادة، اي بالنظر الى ذاتها و ما صنعت منه ككونها من الذهب و الفضة او الموادالنفطية او غير ذلك، و الى ما يتعلق بال آنية من حيث الحالات الطارئة عليها كتنجسها او غصبيتها، و الى ما يتعلق بال آنية من حيث هي. و اخرى من حيث نوع الحكم الى حكم استعمالها و حكم الاقتناء لها او التزيين بها، او تعلق الزكاة بها و غير ذلك.
و فيما يلى نسير في البحث طبق التقسيم الاول:
وقتى اين مطلب را با دو دائرة المعارف ديگر مقايسه كنيم، وجه تفاوت نمايان مى شود.
دائرة المعارف عبدالناصر وقتى بحث «آنيه»((82)) را آغاز مى كند ابتدا «مدلول كلمه» را بيان
كرده، سپس در بخش «احكام استعمال ال آنية» تعدادى از
فروع را آورده كه آنها را از همديگر جدا نكرده و عنوان مستقلى
برايشان قرار نداده است. آن گاه موضوع را با «اختلاط الاواني»
به پايان مى رساند.
در دائرة المعارف كويتى «آنية»((83)) مشتمل بر بخشهاى زير
است:
اين شكل ساختار گرچه برترى بسيارى بر دائرة المعارف
عبدالناصر دارد اما ملاحظات زير بر آن وارد است:
1. در نوع هفتم ظروف آمده: «الاواني من غير ما سبق» كه
چنين عنوانى غير فقهى بوده و استفاده از آن درست نيست؛
مگر اين كه راهى براى اسم گذارى باقى نمانده باشد. اضافه بر
اين بين نوع هفتم و نوع چهارم: «ال آنية النفيسة من غير
الذهب والفضة» آميختگى وجود دارد.
2. ظروف را به دو قسم تقسيم كرده است:
3. موضوع بخش سه و چهار و پنج، در باره احكام نوع خاصى از
ظروف است يعنى طلا و نقره، و اين بحث در راستاى موضوع
بخش اول و دوم قرار ندارد. در دائرة المعارف فقه اسلامى در ذيل عنوان «آلات» اين بخشها آمده است:((84)) «اولا- التعريف».
«التعريف». «ب- الغرض الذى تستعمل له» «ج- ما تختص به الالة من اثر» «د- التكريم»
سپس عناوين زير به تفصيل آمده است: «ثانيا- آلات العمل و زكاتها».
«ثالثا- آلة العدوان واثرها في تحديد نوع الجناية».
1. شماره گذارى موضوع بعد از تعريف آغاز شده ليكن در
بحث آنيه شمارش موضوعات از خود تعريف است، بدين گونه:
«أولا: تعريف».
2. در بخش «الحكم التكليفى لاستعمال آلات» قسمت «ب» درباره حكم فروش اسلحه است، و واضح است كه فروختن،
استفاده واستعمال نيست. از اين رو قرار گرفتن آن زير چنين
عنوانى صحيح نيست. همين ايراد در قسمت «د» وارد است
زيرا فروش ابزار علمى را منع كرده كه ربطى به استعمال
ندارد.
3. فقط به پنج عنوان خاص از آلات اشاره شده و واضح است
كه اين تعداد اندك اند، و شايد مراد اشاره به مهمترين آنها
است.
4. شايسته بود بخش دوم و سوم يعنى «آلات العمل و زكاتها» و
«آلات العدوان واثرها في تحديد نوع الجناية»، را با عناوين پنج
گانه بياورد و دليلى براى جدا نوشتن آنها نيست. عنوان «آبار» در دائرة المعارف كويتى((87)) به شش مبحث تقسيم شده است:
النموذج الثالث:
كه نكات ذيل به اين تقسيم بندى وارد است: در تقسيم موضوع «آل»((89)) به شيوه اى كه در «آبار» داشته و آن را به پنج بخش تقسيم كرده بود عمل كرده كه نكات زيرقابل توجه است:
1. در بخش دوم: «احكام ال آل في الوقف و الوصية» عنوان
«المراد بآل محمد(ص) عامة» آمده است و به دنبال آن چهار
عنوان ديگرآورده كه به «آل البيت» مربوط مى شوند؛ در حالى
كه همه اين پنج عنوان با موضوع بخش دوم هماهنگى ندارند.
در ادامه، بخش سوم مقاله به «موالي آل البيت و الصدقات»
اختصاص يافته، در پى آن، دو عنوان ديگر آمده: «دفع الهاشمي
زكاته لهاشمي» و «عمالة الهاشمي على الصدقة باجر منها» كه
اين دو موضوع نيز ربط ى به بحث بخش سوم ندارند.
2. همه بحث «آل» در نه صفحه و نيم آمده، و نزديك به هفت
صفحه آن متعلق به احكام «آل البيت» است. معلوم نيست به
چه دليل عنوان «آل البيت» را مستقل نياورده؛ در حالى كه
مى توانست آن را به صورت اصطلاح جداگانه اى بياورد، يا
لااقل بخشى را به عنوان «احكام متعلقة بآل البيت» اختصاص
دهد.
3. در ضمن عناوين دو مورد آمده كه يكى : «المراد ب آل
محمد عامة» و ديگرى «آل محمد الذين لهم احكام خاصة»
است.
سؤال: آنهايى كه در موضوع اول آمده اند آيا حكم خاصى
شاملشان نمى شود، و اين احكام فقط مربوط به كسانى است كه
در ذيل عنوان دوم آمده اند؟! مى دانيم كسانى كه در هر دو
موضوع از آنها نام برده شده «آل على»، «آل عباس»، «آل جعفر»،
«آل عقيل» و «آل حارث»هستند و فقط «آل ابى لهب» به موضوع
اول اضافه شده و در موضوع دوم، «موالى» و «ازواج» اضافه
شده، هر چند مورد اتفاق نيستند.
4. مناسب بود همان طور كه در دائرة المعارف فقه اسلامى
آمده است بحث «آلالبيت» به دو بحث: مفهوم و مراد از
«آلالبيت»، و احكام مربوط به آنها تقسيم شود. يكپارچگى سياق و داشتن ساختارى از پيش تعيين شده از ويژه گى هاى دائرة المعارف فقه اسلامى است، به نحوى كه مقالات ابتدا بابحث هاى تصورى تعريف موضوع و مواردى كه با آن در ارتباط است آغاز مى شود، بعد به بيان بحث هاى تصديقى احكام شرعى و ملحقات آنها مى پردازد. سپس هر يك از اين بحث ها به فروعى تقسيم مى شوند.
بحث هاى تصورى هم معمولا با تعريف شروع مى شود كه به
تعريف لغوى و اصطلاحى تقسيم مى گردد، و چه بسا به
توضيح بعضى مطالب بينجامد؛ همان گونه كه در بحث آنيه
در بخش ايضاحات چهار نكته را براى روشن شدن زواياى
موضوع و تعريف آن بيان كرده است. از اين قبيل است آنچه در
بخش «اسماء الائمة و تاريخهم» در بحث «ائمه» آمده؛ زيرا
مقصود پرداختن به همه ابعاد موضوع است كه در آن جا دليل
پرداختن به اين بخش و ارتباطاش با بحث هاى گذشته و
پيوند آن با فقه به روشنى بيان شده است. اكنون مقدارى از
آنچه را كه ذيل آن بخش آمده، مى آوريم:
«لقد اوضحنا ان الائمة بالمعنى الخاص قد حدد شرعا على نحو
القضية الخارجية، فلابد من بيان مصاديق هذا المفهوم التي
تنحصر في الائمة الاثني عشر(ع)، و قد نص النبي(ص) على ان
عدد الائمة الذين يلون من بعده اثنا عشر كما روى عنه ذلك
اصحاب الصحاح والمسانيد...»((90)).
در موسوعه در ذيل هر عنوان بخشى را با عنوان «الالفاظ ذات
الصلة» ملاحظه مى كنيم كه اين الفاظ براى روشن شدن بهتر
محدوده موضوعى كه از آن بحث مى شود آورده مى شوند، به
همين خاطر بين آنها و عنوان اصلى پيوند و ارتباط ملاحظه
مى شود، از اين رو دربحث «آداب» در بخش «الالفاظ ذات
الصلة» ارتباط و پيوند بين آداب و اخلاق، نيز ميان آداب و سنن
را مشاهده مى كنيم كه به عنوان نمونه آنچه را در باره ارتباط
اول بيان شده مى آوريم:
«الاخلاق: و هي قد تطلق بمعنى الافعال و ال آداب الحسنة، و
بهذا فهي قد ترادف ال آداب بالمعنى اللغوي او تكون قسما
منها، وقدتطلق بمعنى الملكات النفسانية الراسخة فى النفس
فتكون هي منشا ال آداب و مقتضيها».
گرچه چنين شيوه اى را در دائرة المعارف كويتى هم ملاحظه
مى كنيم؛ اما از دقت برخوردار نيست. همچنان كه با مشاهده
عناوين ديگربه فاصله و اختلاف بسيار بين روش هايى كه قبلا
به برخى اشاره شد، پى مى بريم. دائرة المعارف و هر نوع دانشنامه اى در نگرش عصر حاضر داراى دو عنصر تشكيل دهنده است: عنوان و بحث.
عنوان و مدخل كليد بحث است و به اعتبار آن كه براى رسيدن
به اطلاعات مطلوب از آن مدد مى گيريم از اهميت و نقش
ويژه اى برخوردار است. دائرة المعارف فقهى از اين قاعده جدا
نيست، بلكه نقش عنوان و اصطلاح در اين دائرة المعارف بيش
از بقيه دانشنامه هاى علوم است؛ زيرا عنوان در بيشتر موارد
موضوع حكم شرعى است و اين بر ارزش و اهميت آن
مى افزايد. بنابراين لازم است، محدوده مفهوم و اصطلاح بيان
شود. به همين جهت دائرة المعارف فقه اسلامى عنايت ويژه اى
براى عنوان بحث و تعريف لغوى و اصطلاحى قائل شده، رابطه
بين آن دو را مشخص مى كند، و اين كه آيا معناى اصطلاحى
دارد؟ واضح است كه بررسى چنين مسايلى مبنا و دليل
مى خواهد و نيازمند شناخت موارد استعمال لغوى و فقهى
است. بنابراين گزينش مدخل ها، كارى است علمى،وعنوانى
تشريفاتى يا براى تبرك يا هماهنگى با دائرة المعارف هاى ديگر
نمى باشد. نيز براى يافتن ريشه لغت و صيغه و موارد استعمال
ومعناى آن، حساسيت لازم مبذول شده است كه با ذكر دو
نمونه اين نكته را روشن مى كنيم: «و اما معنى الادب فقد ذكروه بعدة بيانات، منها: 4. استعمال ما يحمد قولا و فعلا، او الاخذ، او الوقوف مع مستحسنات، او تعظيم من فوقك و الرفق بمن دونك، حكي عن التوشيح.
سپس سعى مى شود خواننده را به نتيجه برساند تا مقدمات
بحث را براى وى فراهم سازد، وى مى نويسد:
سپس مى افزايد:
«وقد يراد بال آداب مطلق علوم اللغة و حتى غير العربية، بل قد
تطلق على سائر العلوم او على خصوص المستظرف منه؛ و
لعل المناسبة في هذا الاطلاق و الحيثية الملحوظة فيه هي
ظرافة الكلام و حسن ادائه، لذا قيل في تعريفه: بانه عبارة عن
معرفة ما يحترز به عن جميع انواع الخطا... كما ان اطلاق
التاديب على تعليم ال آداب باطلاقاتها المختلفة سعة وضيقا و
على التهذيب، و على العقوبة والمجازاة على الاساءة، يتناسب
مع الظرافة ايض؛ لما يترتب على ذلك من الظرافة، و ان امكن
ارجاعه الى الدعاء».
هنگامى كه نويسنده مى خواهد معناى اصطلاحى را توضيح
دهد بعد از سه صفحه تعريف مى گويد:
«و يتخلص من مجموع ما تقدم: ان الاطلاق الشائع في الفقه
لل آداب يراد به خصوصا عند اضافتها الى عنوان من العناوين
الواقعة متعلقا لحكم شرعي ما يكون به كمال ذلك العنوان و
حسنه و مطلوبيته شرعا ، و هذا يعني اخذ حيثيتين في
مفهومه: |