الف- مبانى حرمت بازى با شطرنج

با كنكاش در عبارات فقيهانى كه فتوا به حرمت بازى با شطرنج داده اند سه مبنا به دست مىآيد:

1. از آن جهت كه شطرنج از وسايل ويژه قمار است و ادله اى كه از بازى با وسايل ويژه قمار نهى مى كنند اطلاق دارند، بازى با شطرنج را فرا مى گيرند چه در آن برد و باخت باشد و يا نباشد و چه بازى با آن مصداق مفهوم قمار باشد يا نباشد از اين رو بسيارى از فقها از جمله آيه اللّه خويى بر اساس اين مبنا فتوا به حرمت داده اند. وى تصريح مى كند كه بازى با وسايل قمار غير از عنوان قمار است. با اين حال قائل به حرمت است. او مى نويسد:

العمده فى الدليل على حرمه اللعب بالات القمار ولو بلامراهنه الاخبار الناهيه عن اللعب بالنرد و الشطرنج و نحوهما.((511)) واللعب بالات القمار غير عنوان القمار فانا وان قلنا بان عنوان القمار لايتحقق الا مع الراهنه الا ان اللعب بالات القمار يصدق بلامعاوضه. عمده دليل حرمت بازى با وسايل قمار هر چند بدون برد و باخت رواياتى است كه از بازى با نرد((512)) و شطرنج و همانند آن نهى مى كنند و بازى با وسايل قمار غير از عنوان قمار است و ما با اين كه عنوان قمار را بدون برد و باخت محقق نمى دانيم ليكن بر بازى با آلات بدون بردو باخت صادق است. مبناى ديگر در حرمت بازى با شطرنج، ويژگى و خصوصيت آن است. يعنى از ميان وسايل قمار، براى شطرنج، ويژگى خاص استفاده مى گردد در نتيجه بازى با آن نيز حرام است. بر اساس اين مبنا حرمت بازى با شطرنج داير مدار برد و باخت و يا صدق عنوان قمار و يا شمول اطلاق رواياتى كه از بازى با ابزار قمار نهى مى كنند نخواهد بود بلكه خود عنوان شطرنج صرف نظر از صدق عنوان قمار و يا بازى با آلات قمار موضوعيت دارد. شاهد بر اين مطلب روايات فراوانى است كه در خصوص شطرنج با تعابير بسيار تندى رسيده است. از جمله:

عن ابى بصير عن ابى عبداللّه- عليه السلام- قال: بيع الشطرنج حرام و اكل ثمنه سحت و اتخاذها كفرء و اللعب بها شرك و السلام على اللاهى بها معصيه و كبيره موبقه و الخائض فى ها يده كالخائض يده فى لحم الخنزير لاصلاه له حتى يغسل يده كما يغسلها من مس لحم الخنزير والناظر اليها كالناظر فى فرج امه واللاهى بها والناظر اليها فى حال مايلهى بها. والسلام على اللاهى بها فى حالته تلك فى الاثم سواء ومن جلس على اللعب بها فقد تبوء مقعده من النار وكان عيشه ذلك حسره عليه فى القيامه واياك ومجالسه اللاهى والمغرور بلعبها فانها من المجالس التى باء اهلها بسخط من اللّه يتوقعونه فى كل ساعه فى عمك معهم.((513)) امام صادق(ع) مى فرمايد: خريد و فروش شطرنج حرام و خوردن بهاى آن سحت و گرفتن آن موجب كفر و بازى با آن شرك و سلام كردن بر بازى كننده آن گناه كبيره و موجب خلود در عذاب است. دست بردن به سوى آن مانند دست بردن به طرف گوشت خوك است. پيش از شستن دست، نماز صحيح نيست همان گونه كه از مس ميت شسته مى شود. نگاه كننده به آن مانند نگاه كننده به فرج مادرش است و بازى كننده با آن و نگاه كردن به آن در حالى كه با آن بازى مى شود و سلام كردن بر بازى كننده آن در حال بازى در گناه برابرند و هر كس براى بازى با آن بنشيند نشيمن گاهش پر از آتش مى شود و زندگى او در قيامت افسوس خواهد بود. بپرهيز از همنشين شدن با بازى كننده و فريب خورده به شطرنج زيرا اين همنشينى است كه خشم خود را با اهلش همراه دارد و بايد در هر لحظه در انتظار آن باشند پس تو را نيز فراگير خواهد بود. اين روايت را ابن ادريس در سراير از جامع بزنط ى از ابوبصير نقل مى كند. آيا چنين جملاتى جز با اين كه بگوييم شطرنج از ميان آلات قمار خصوصيتى ويژه دارد مى سازد؟ زيرا نسبت به هيچ وسيله قمارى اين عبارات نيامده است. 3. بر اساس مبناى سوم بازى شطرنج هنگامى حرام است كه عنوان قمار بر آن صدق كند و اين عنوان در صورتى صادق است كه افزون بر بازى، برد و باخت نيز در آن باشد. قدر متيقن از ادله حرمت شطرنج همين صورت است و هيچ فقيهى نمى تواند در آن ترديد كند. حتى فقيهانى كه بازى با وسايل قمار را حرام نمى دانند آن را حرام مى شمارند. از آنچه گذشت تفاوت ابن سه مبنا با يك ديگر روشن مى شود، زيرا بر اساس مبناى دوم، ملاك حرمت، عنوان شطرنج است، هر چند مصداق بازى با آلات قمار و عنوان خود قمار صدق نكند و اين مبنا از دو مبناى ديگر فراگيرتر است و بر اساس مبناى سوم ملاك و معيار حرمت، صدق عنوان بازى با آلات قمار است، هرچند قمار صادق نباشد. بنابراين چنانچه قطع حاصل شود كه شطرنج آلت قمار نيست بازى با آن نيز حرام نخواهد بود. و بر مبناى سوم حرمت داير مدار صدق قمار است. بنابراين مبنا بازى با آلات بدون برد و باخت حرام نيست چون عنوان قمار صادق نيست.

ب - مبانى حليت بازى با شطرنج

با كندو كاو در بيانات فقيهانى كه جواز بازى با شطرنج را پذيرفته اند دو مبنا به چشم مى خورد كه آثار فقهى هر يك از اين دو مبنا مختلف است:

1. برخى از فقها جواز بازى با شطرنج را مشروط به اين مى دانند كه از وسيله ويژه قمار بودن خارج شود و بيشتر از آن به عنوان يك ورزش فكرى استفاده گردد. از جمله بزرگانى كه بر اساس صحت اين نظريه فتوا به حلال بودن بازى با شطرنج داده حضرت امام خمينى است. وى در پاسخ به پرسشى فقهى اين نظر را ابراز كرده است. متن سوال و جواب عبارت است از:

اگر شطرنج آلت قمار بودن خود را به طور كلى از دست داده باشد و چون امروز تنها به عنوان يك ورزش فكرى از آن استفاده گردد بازى با آن چه صورتى دارد؟((514)) حضرت امام خمينى در مبحث مكاسب محرمه از جمله محرمات را بازى با ابزار ويژه قمار مى شمارد، هرچند با برد و باخت نباشد.((515)) با اين حال در پاسخ اين پرسش فتوا به عدم حرمت داده از آن جهت كه شطرنج را در زمان حاضر ويژه قمار نمى داند. وى مى نويسد:

بر فرض مذكور اگر برد و باختى در بين نباشد اشكال ندارد.((516)) 2. مبناى ديگرى كه در حليت بازى با شطرنج وجود دارد خدشه در ادله حرمت بازى با وسايل ويژه قمار بدون برد و باخت است.از جمله صاحب نظران اين باور حضرت آيه اللّه خوانسارى است:

الثانيه اللعب بالات القمار من دون رهن قديشك فى حرمته حتى مع صدق القمار.((517)) مساله دوم بازى با ابزار قمار بدون برد و باخت است كه حرمت آن مورد شك است، حتى با صدق عنوان قمار. واضح است كه اين مبنا با مبناى حضرت امام تفاوت ماهوى دارد، زيرا بر اساس اين مبنا حتى اگرشطرنج از وسايل قمار باشد با اين حال بازى با آن حرام نيست. ادله بطلان و يا صحت اين مبنا موضوع اين مقاله را تشكيل مى دهد.

تقرير محل بحث

پيش از هر بحثى تبيين مدعا و توضيح مورد بحث ضرورى به نظر مى رسد، زيرا در اين بحث مطالب گوناگونى از جهت فقهى ميان فقها مورد گفتگو و قابل تحقيق است. از جمله:

الف- حكم خريد و فروش ابزارى كه مخصوص قمار است. ب- بحث از اين كه آيا آنچه در گذشته وسيله قمار بوده از آلت بودن قمار خارج شده است يا نه؟ به ويژه شطرنج كه امروزه در جهان از آن به عنوان وسيله ورزش فكرى استفاده مى گردد. ج- بحث ديگر اين كه ملاك ابزار قمار بودن چيست؟ د- بازى با وسايل قمار با فرض اين كه هنوز وسيله قمار است آيا حرام مى باشد يا نه؟ در اين نوشته بحث آخر را پى مى گيريم و مباحث ديگر در جاى خود شايسته گفتگو است و در آثار فقهى مورد بحث قرار مى گيرند. اگرچه آن موارد در اين بحث نيز تاثير دارند ليكن از قلمرو اين نوشته خارج مى باشند.

نگاهى به ديدگاه فقهاى صدر اول

پس از روشن شدن مدعا و تبيين محل بحث شايسته است نگاهى گذرا به نظرات فقهاى پيشين داشته باشيم زيرا آشنايى با ديدگاه صاحب نظران در هر مساله علمى سودمند است به ويژه در مطالب فقهى كه جزء دانشهاى نقلى و تتبعى به شمار مى آيد چون اجماع و اتفاق فقها از جمله منابع استنباط و استخراج احكام شرعى محسوب مى گردد خصوصا اجماع و توافق عالمان صدر اول كه روزگار آنان با عصر ائمه معصومين(ع) نزديك بوده است و كلمات آنها با كلام معصوم(ع) كه مهمترين منبع احكام فقهى است مطابقت پيدا مى كند. شيخ صدوق(م 381 ه.ق.) پس از بيان اختلاف روايات در مورد نهى از شطرنج، احتياط را ترجيح مى دهد:

و اعلم ان الشطرنج قد روى فيه نهى و اطلاق... فالصواب و الاحتياط فى ذلك نهى النفس عنه و اللعب به ذنب.((518)) درباره شطرنج دو دسته حديث وارد شده: برخى نهى و برخى ديگر از آن نهى نكرده است... پس حق و احتياط در اين مورد خوددارى از آن است. و بازى با آن گناه مى باشد ممكن است در استفاده احتياط اصطلاحى از كلام شيخ صدوق، اشكال شود. هرچند ظاهر عبارت او دلالت بر احتياط دارد. شيخ مفيد(م 413ه.ق.) در مقام بيان كسبهاى حرام از خريد و فروش شطرنج نام مى برد:

و كل ماحرمه اللّه تعالى و حظره على خلقه فلايجوز الاكتساب به... و التماثيل المجسمه و الشطرنج و النرد وما اشبه ذلك حرام، و بيعه و ابتياعه حرام.((519)) كسب با هر چيزى كه خدا بر بندگانش حرام كرد جايز نيست. ...از جمله: مجسمه، شطرنج، نرد و همانند اينها كه حرامند و خريد و فروش آنها نيز حرام است. سيد مرتضى(م 436ه.ق.) در مقام پاسخ از حكم بازى با شطرنج و نرد در آغاز، آن را حرام مى شمارد، ليكن در پايان مى فرمايد:

بر وجهى بازى با اينها از نظر شيعه قبح ندارد:

اللعب بالشطرنج والنرد محرم محظور واللعب بالنرد اغلظ واعظم عقابا ولاقبحه عند الشيعه الاماميه فى اللعب بشىء منهما على وجه... .((520)) بازى با شطرنج و نرد ممنوع و حرام است و گناه بازى با نرد شديدتر است وقبحى از نظر شيعه امامى در بازى به هيچ يك از اين ها بر وجهى نيست. دور نيست مقصود سيد مرتضى از حرمت بازى با شطرنج، بازى با برد و باخت بوده و مراد وى از عدم قبح بازى با شطرنج، بازى بدون برد و باخت باشد. ابو صلاح حلبى(م 447ه.ق.) بازى با شطرنج را مطلقا حرام دانسته است:

...عمل النرد و الشطرنج وساير آلات القمار واللعب بها.((521)) از جمله محرمات ساختن نرد و شطرنج و ديگر وسايل قمار و بازى با آنها است. شيخ طوسى(م 460ه.ق.) در كتاب نهايه الاحكام در باب مكاسب محظور و مكروه و مباح مى نويسد:

فمن المحرمات... الشطرنج والنرد وساير انواع القمار... فالتجاره فى ها والتصرف والتكسب بها حرام محظور.((522)) از جمله كسبهاى حرام... شطرنج و نرد و ديگر انواع قمار است... پس تجارت با آنها و تصرف و كاسبى با آنها ممنوع و حرام است. قاضى عبد العزيز(م 480ه.ق.) از جمله كسبهاى حرام را شطرنج و نرد مى شمارد:

فاما المحظور... الشطرنج والنرد.((523)) از جمله كسبهاى ممنوع شطرنج و نرد است. ابن ادريس (م 598ه.ق.) در مقام بيان اقسام كسبها از جمله كسبهاى حرام مى نويسد:

فاما المحظور... الشطرنج والنرد.((524)) از جمله كسبهاى ممنوع... شطرنج و نرد است. صاحب اصباح الشريعه در بحث كسبهاى حرام بازى با شطرنج را به گونه مطلق حرام دانسته است:

ولايجوز بيع انواع الملاهى... واللعب بالشطرنج.((525)) خريد و فروش انواع وسيله لهو جايز نيست و نيز بازى با شطرنج.

جمع بندى

ازمجموع كلمات فقهاى پيشين مطالبى چند استفاده مى گردد. از جمله:

1. همه فقيهانى كه متعرض حكم بازى با شطرنج شده اند- جز شيخ صدوق كه احتياط كرده- فتوا به حرمت داده اند. 2. تمام فقها بازى با شطرنج را از كسبهاى حرام دانسته اند و اين بحث را در آنجا متعرض شده اند. شايد بتوان گفت: بازى بدون برد و باخت چون كسب نيست مقصود فقهاى صدر اول نبوده است، زيرا آنان بازى با شطرنج را از آن رو كه از مصاديق كسب دانسته اند فتوا به حرمت داده اند.

مفهوم لغوى قمار

از جمله مطالب سودمند و لازم در اين بحث، بررسى معناى قمار در كتابهاى فرهنگ است، زيرا فقها در توسعه و حد مفهوم قمار و برخى از موارد آن اختلاف دارند. صاحب معجم مقاييس اللغه در مفهوم قمار گروگذارى را شرط مى داند، زيرا پس از بيان اين كه ماده (قمر) به معناى سفى دى هر چيزى است برخى قمار را از اين ماده ندانسته اند و برخى ديگر از آن جهت كه شخص مقامر همانند ماه در حال خود آرام آرام كم و يا زياد مى كند از اين ماده دانسته اند:

القاف والميم والراء اصل صحيح يدل على بياض فى شىء ثم يفرع منه... والقمار من المقامره فقال قوم: هو شاذعن الاصل الذى ذكرناه وقال آخرون بل هو منه وذلك ان المقامر يزيد ماله وينقص ولايبقى على حال.((526)) علامه فيومى قمار به فتح قاف را مصدر باب مفاعله دانسته است و آن را به معناى غلبه و پيروزى مى داند و برد و باخت را در آن شرط نمى كند. وقامرته قمارا من باب قاتل فقمرته قمرا... غلبته فى القمار.((527)) صاحب القاموس المحيط در صدق عنوان قمار، برد و باخت را قيد كرده و آن را از باب مفاعله گرفته مى نويسد:

قامره مقامره وقمارا فقمره... راهنه فغلبه.((528)) علامه طريحى از كسانى است كه در صدق مفهوم قمار برد و باخت را شرط نمى كند. وى مى نويسد:

اصل القمار الرهن على اللعب بالشىء من هذه الاشياء و ربما اطلق على اللعب بالخاتم و الجوز.((529)) اصل قمار عبارت است از برد و باخت در بازى با يكى از اين وسايل مخصوص و چه بسا قمار بر بازى با انگشتر و گردو نيز اطلاق گردد. صاحب المنجد (قمار) را هم فعل ثلاثى مجرد بر وزن فكعككلك و هم از فعل ثلاثى مزيد از باب مفاعله و باب تفعل و تفاعل گرفته و قوام مفهوم قمار را برد و باخت دانسته است:

قمر- قمرا: راهن و لعب فى القمار... قامر مقامره و قمارا ه:

راهنه ولاعبه فى القمار تقمر الرجل غلبه فى القمار تقامر القوم: تراهنوا و لعبوا فى القمار. القمار(مص): كل لعب يشترط فيه ان ياخذ الغالب من المغلوب شيئا سواء كان بالورق او غيره.((530)) علامه دهخدا نيز از چند فرهنگ لغت نقل مى كند كه آنان در مفهوم قمار وجود برد و باخت را شرط كرده اند:

قمار... مقامره بگرو چيزى باختن و نبرد كردن با هم بگرو. (منتهى الارب)... قمار هر بازى كه در آن شرط و گروبندى باشد.((531)) صاحب لسان العرب نيز در صدق مفهوم قمار برد و باخت و گرو را شرط كرده است:

قامر الرجل مقامره و قمارا راهنه وهو التقامر.((532)) شر تونى نيز در معناى قمار رهن را شرط كرده مى نويسد:

قمر الرجل قمرا: راهن ولعب القمار قامره مقمره اى راهنه ولاعبه فى القمار.((533)) از كلمات لغت شناسان مطالبى قابل استفاده است. از جمله:

1. جز علامه طريحى، ديگران در صدق مفهوم قمار برد و باخت و گروگذارى را شرط و مقوم مفهوم آن دانسته اند. بنابراين بازى بدون برد و باخت از نظر آنان قمار نيست و اين نكته اثر زيادى در فقه دارد. 2. در اين كه قمار مصدر فعل ثلاثى مجرد است يا ثلاثى مزيد و در صورت دوم مصدر كدام باب است مورد گفتگو واقع شده و چون اثر فقهى ندارد مورد تحقيق قرار نمى گيرد.

مفهوم قمار در اصطلاح فقها

از جمله مطالبى كه پيش از شروع به اصل بحث بايد تحقيق گردد مفهوم و تعريف قمار در اصطلاح فقها است. اين بحث در استنباط حكم بازى با شطرنج نقش اساسى دارد، زيرا همان گونه كه گذشت يكى از مبانى فقهى حرمت بازى با شطرنج اين است كه قمار حتى در بازيهاى بدون برد و باخت صادق است. بنابراين رواياتى كه دلالت بر حرمت قمار دارند آن را در برمى گيرند. از اين رو كند و كاو از مفهوم قمار لازم به نظر مى رسد. فقها در مفهوم قمار اختلاف كرده اند: برخى قوام آن را به برد و باخت مى دانند و برخى ديگر آن را بدون برد و باخت نيز صادق مى دانند. محقق اردبيلى براى قمار مفهوم وسيعى قائل است و آن را بى برد و باخت صادق مى داند:

القمار هو اللعب بالات المعده له كالنرد و الشطرنج.((534)) قمار عبارت است از بازى با وسايل ويژه قمار مانند بازى با نرد و شطرنج. شهيد دوم نيز همانند محقق اردبيلى از ظاهر كلامش استفاده مى گردد كه برد و باخت را در آن شرط نمى داند. وى مى نويسد:

القمار وهو اللعب بالات المعده له كالنرد و الشطرنج.((535)) قمار عبارت است از بازى با وسايل ويژه براى قمار مانند نرد و شطرنج. برخى ديگر از فقها در صدق مفهوم قمار افزون بر بازى با وسايل ويژه قمار وجود برد و باخت را شرط كرده اند. بسيارى از فقها اين باور را كه هماهنگ با نظر ارباب فرهنگ است ابراز كرده اند. از جمله صاحب جواهر پس از استدلال بر حرمت قمار و مالى كه از آن نقل و انتقال مى شود- چه از دو طرف قمار و يا از شخص سوم- مى نويسد:

بل قيل: ان اصل القمار الرهن على اللعب بشىء من آلاته كما هو ظاهر القاموس والنهايه او صريحهما وصريح مجمع البحرين.((536)) بلكه گفته شده: اصل قمار عبارت است از گرو نهادن بر بازى با آلات قمار. همان گونه كه ظاهر قاموس اللغه ونهايه بلكه صريح اين دو و صريح مجمع البحرين اين معنا است. لازم به يادآورى است هر چند صاحب جواهر اين مطلب را با كلمه (قيل) بيان كرده ليكن نظر قطعى وى همين است، زيرا پس از بيان اين نظر باور آنان كه در قمار برد و باخت را شرط نمى دانند نمى پذيرد و بازى بدون برد و باخت را حرام نمى شمارد، به دليل اصل و سيره قطعى و انصراف ادله حرمت به بازى از روى برد و باخت از سوى ديگر هدف او از كلمه (قيل) رد اين نظر است كه پول بايد از سوى بازى كننده پرداخت شود. محقق نراقى از كسانى است كه در صدق مفهوم قمار برد و باخت را شرط مى كند و اما نسبت به اين كه گرو بايد تنها از سوى بازيگران باشد ترديد مى كند. ايشان مى نويسد:

ثم الظاهر ان القمار يكون فى كل لعب جعل للغالب اجرء مطلقا او اذا كان بما اعد لذلك عند اللاعبين.((537)) ظاهرا قمار بر بازى اى كه براى برنده اجرى باشد صادق است، مطلقا(چه اجر از بازيگران و براى بازيگران باشد يا نه) و يا زمانى كه مزد از بازيگران و براى بازيگران باشد. شيخ انصارى نيز در صدق مفهوم قمار گرو را شرط مى داند. وى مى نويسد:

هو بكسر القاف كما عن بعض اهل اللغه الرهن على اللعب بشىء من الآلات المعروفه.((538)) قمار به كسر قاف عبارت است از گروگذارى در بازى با وسايل معروف قمار همان گونه كه برخى از ارباب لغت گفته اند. از ظاهر عبارت محقق كركى معروف به محقق ثانى استفاده مى گردد كه در مفهوم قمار برد و باخت را شرط مى داند، هر چند در پايان عبارت اشاره مى كند كه گاهى قمار بر هر گونه بازى اطلاق مى گردد:

اصل القمار: الرهن على اللعب بشىء من هذه الاشياء و ربما اطلق على اللعب بها مطلقا.((539)) اصل قمار عبارت است از گروگذارى بر بازى با وسايل ويژه قمار و چه بسا قمار بر بازى با آن وسايل هرچند برد و باخت نباشد اطلاق گردد. نقد و بررسى به نظر مى رسد از ميان اين دو باور نظر دوم به واقع نزديكتر باشد، زيرا اولا، بيشتر لغت شناسان- همان گونه كه پيش از اين از نظر گذشت- برد و باخت را در صدق مفهوم قمار شرط كرده اند و ادعاى حقيقت شرعيه يا متشرعه در مورد قمار نادرست است، زيرا بسيارى از فقها نيز گروگذارى را در صدق اين مفهوم شرط كرده اند. ثانيا، دور نيست اطلاق قمار بر بازى با وسايل ويژه قمار هر چند بدون برد و باخت توسط برخى از فقها، از باب مسامحه باشد، زيرا استعمالات مسامحه اى در كلمات فقها زياد به چشم مى خورد بنابراين به كارگيرى عنوان قمار در بازى بدون برد و باخت با مجاز بودن سازگار است. ثالثا، در برخى از روايات نيز صدق قمار را مشروط به گروگذارى كرده اند. از جمله:

عن ياسر الخادم عن الرضا- عليه السلام- سالته عن الميسر. قال: التفل من كل شىء. قال: الخبز والتفل مايخرج بين المتراهنين من الدراهم وغيره.((540))

ادله حرمت آنچه از اهميت زياد برخوردار است نقد و بررسى ادله اى است كه بر حرمت بازى با وسايل ويژه قمار بدون برد و باخت از جمله شطرنج استدلال شده است. لازم به يادآورى است در اين نوشته نخست دليلهاى آيه اللّه خوانسارى و جوابهاى وى را نقل مى كنيم و افزون بر آن، جوابهاى ديگرى را مطرح مى كنيم و در پايان، آن دسته از ادله كه وى مورد نقد و بررسى قرار نداده مورد ارزيابى قرار مى دهيم.

الف- آيات از جمله ادله اى كه بر حرمت بازى با وسايل ويژه قمار (شطرنج) استدلال شده آيات قرآن با توجه به رواياتى كه در تفسير آنها وارد شده است مى باشد. در اينجا يكى از آياتى كه بدان بر حرمت استدلال شده نقل و سپس پاسخ آيه اللّه خوانسارى و به دنبال آن اشكالات ديگر مطرح مى گردد:

انما الخمر والميسر والانصاب والازلام رحبس ء من عمل الشيطان فاجتنبوه.((541)) همانا مى وقمار و بتها و تيرهاى قرعه، پليد و از كارهاى شيطان است پس از آن بپرهيزيد. دلالت آيه بر حرمت شطرنج از كلمه ميسر استفاده مى شود زيرا ميسر در روايات به نرد و شطرنج تفسير شده است. از جمله فقهايى كه به اين آيه بر حرمت هرگونه بازى با وسايل مخصوص قمار به ويژه شطرنج استدلال كرده شيخ انصارى است وى مى نويسد:

وفى تفسير القمى عن ابى الجارود عن ابى جعفر- عليه السلام- فى قوله تعالى... و اما الميسر فالنرد و الشطرنج و كل قمار ميسر الى ان قال و كل هذا بيعه و شراوه والانتفاع بشىء من هذا حرام من اللّه محرم ء.((542)) در تفسير قمى ابوجارود از امام باقر- عليه السلام- در تفسير فرمايش خداوند( ميسر) نقل كرده كه ميسر عبارت است از نرد و شطرنج و هرگونه قمارى... و فرموده خريد و فروش و بهره ورى از اينها حرام است. استدلال به آيه با توجه به روايت ابوجارود كه ميسر را به شطرنج و نرد و هرگونه قمار تفسير كرده روشن است. نقد و بررسى اولا، ممكن است گفته شود آيه و روايت تنها بر حرمت خريد و فروش آلات ويژه قمار دلالت مى كند نه بر حرمت بازى با آنها. آيه اللّه خوانسارى مى نويسد:

واما روايه ابى الجارود فالمستفاد منها حرمه بيع آلات القمار ولانفهم دلالتها على حرمه اللعب بدون الرهن.((543)) اما از روايت ابوجارود حرمت خريد و فروش وسايل قمار استفاده مى شود، ولى حرمت بازى با آنها بى برد و باخت فهميده نمى شود. ثانيا، ممكن است گفته شود اين روايت بازى بدون برد و باخت را در برنمى گيرد، زيرا مقصود از انتفاع از اين گونه وسايل، انتفاع متعارف در آن زمان يعنى همراه با برد و باخت است نه هرگونه بازى هرچند بدون برد و باخت باشد. شاهد بر اين مدعا رواياتى است كه ميسر را به قمار تفسير كرده است مانند روايت و شاء:

عن ابى الحسن- عليه السلام- قال: سمعته يقول: الميسر هو القمار.((544)) وشاء مى گويد: شنيدم امام رضا- عليه السلام- مى فرمايد:

ميسر عبارت است از قمار. همين مضمون در روايات ديگرى مانند روايت وارده در تفسير عياشى وارد شده است.((545)) افزون بر اين ميسر در فرهنگها نيز به قمار معنى شده. از جمله در مجمع البحرين مى نويسد:

الميسر القمار... و يقال: سمى ميسرا لتسير اخذ مال الغير فيه من غير تعب ومشقه.((564)) ميسر عبارت است از قمار... وجه ناميدن بدين نام اين است كه گرفتن ثروت ديگران با آن بدون مشقت و زحمت ممكن است. بنابراين ميسر كه در آيه مورد نهى قرار گرفته قمار است و پيش از اين ثابت شد كه قمار متقدم است به بازى اى كه در آن برد و باخت وجود داشته باشد. اشكال: در برخى از روايات ميسر به آلات قمار تفسير شده مانند روايت محمد بن عيسى:

... يسالونك عن الخمر والميسر... فكتب كل ماقومر به فهو ميسر.((547)) امام دهم على بن محمد- عليه السلام- در تفسير ميسر مى نويسد: هر چيزى كه با آن قمار شود ميسر است. پاسخ: در چنين مواردى از باب ناميدن اسم مسبب بر سبب به آلات قمار نيز قمار و ميسر اطلاق شده و يا اين كه اين اطلاق مجازى است از باب قرينه مشارفت. ثالثا، بر فرض بپذيريم كه مقصود از ميسر در اين آيه و حديث آلات و وسايل قمار است باز هم دلالت بر حرمت بازى بدون برد و باخت نمى كند، زيرا ممكن است گفته شود:

در ذيل حديث كه از خريد و فروش و نفع بردن از آنها نهى شده تنها بر حرمت وضعى دلالت دارد نه حرمت تكليفى. رابعا، اين حديث از نظر سند اعتبار ندارد، زيرا افزون بر ارسال به علت افتادگى((548)) شخص ابوجارود توثيق ندارد.

ب - روايات

اساسى ترين دليل بر حرمت بازى با وسايل مخصوص قمار به ويژه شطرنج اخبار است كه با مضامين گوناگون وارد شده است. از جمله:

1- روايت تحف العقول:

شيخ انصارى نخست قمار را به چهار قسم اساسى تقسيم مى كند:

قمار يا با وسايل مخصوص قمار و با برد و باخت است و يا با وسايل مخصوص قمار و بدون برد و باخت و نيز يا با غير وسايل قمار و با برد و باخت مى باشد و يا بدون برد و باخت است. وى نسبت به قسم دوم پس از نقد و بررسى ادله حرمت اين صورت مى نويسد:

والاولى الاستدلال على ذلك بما تقدم فى روايه تحف العقول فى ان ما يجىء منه الفساد محضا لايجوز التقلب فيه فى جميع وجوه الحركات.((549)) استدلال صحيح بر حرمت بازى با وسايل مخصوص قمار بى برد و باخت عبارت است از روايت تحف العقول آنجا كه دارد هر چيزى كه از آن تنها فساد و تباهى حاصل مى گردد هرگونه تصرف و جابه جايى در آن روا نيست. نقد و بررسى اين استدلال از جهات گوناگون درخور نقد است. ازجمله:

اولا، آيه اللّه خوانسارى فراگيرى حديث تحف العقول نسبت به بازى هاى بدون برد و باخت- از جمله بازى با شطرنج- را مورد اشكال قرار مى دهد، زيرا بازى با شطرنج بدون برد و باخت مصداق فساد نيست. وى مى نويسد:

اما روايه تحف العقول فى شكل شمولها لمانحن فيه لان اللعب بدون الرهن يعد لغوا و شمول مايجىء منه الفساد محضا غير ظاهر الا ان يقال غلبه احد اللاعبين توجب عداوه المغلوب منهما وعد هذه فسادا منهيا عنه لاتخلوعن اشكال.((550)) فراگيرى روايت تحف العقول نسبت به بازى با وسايل مخصوص قمار (شطرنج) بدون برد و باخت مشكل است، زيرا اين بازى لغو به شمار مى آيد و شمول عنوان فساد محض ظاهر نيست، مگر گفته شود پيروزى يك طرف سبب دشمنى شخص مغلوب مى گردد ليكن به شمار آوردن اين مطلب به عنوان فساد مورد نهى خالى از اشكال نيست. ثانيا، روايت تحف العقول از نظر سند مرسل است. بنابراين حجت نيست هرچند تحف العقول را از كتابهاى معتبر بدانيم و ادعاى جبر ضعف سند با عمل مشهور، نادرست است زيرا برخى از مضامين روايت به هيچ وجه مورد فتواى فقها نمى تواند باشد مانند حرمت پوشيدن لباسى كه از پوست درندگان تهيه شده و يا حرمت بهره برى مطلق از درندگان و يا حرمت بهره برى از مردار حتى در مواردى كه طهارت شرط نشده است. ثالثا، ممكن است گفته شود: كلمه (تقلب) منصرف است به متعارف در آن زمان كه بازى همراه با برد و باخت بوده است محقق شيرازى در اين باره مى نويسد:

ويمكن دعوى انصراف التقلب المذكور قبله الى التقلب المتعارف وهو اللعب مع الرهن.((551)) ممكن است انصراف تقلب در حديث به تقلب متعارف در آن زمان باشد كه بازى با برد و باخت است.

2. روايت حلبى:

از جمله رواياتى كه بدان بر حرمت بازى با آلات قمار (شطرنج) استدلال شده((552)) حديثى است كه فرزند شيخ طوسى مشهور به مفيد ثانى نقل كرده است:

عن على- عليه السلام- قال: كل ما الهى عن ذكر اللّه فهو من الميسر.((553)) امام على- عليه السلام- مى فرمايد: هر چيزى كه انسان را از ياد خدا باز دارد ميسر است. دلالت حديث به اين صورت است كه بر اساس دلالت آيه نود سوره مائده هر ميسرى حرام است و چون بازى با شطرنج موجب فراموشى ياد خدا مى گردد حرام است. نقد و بررسى از چند جهت استدلال به اين حديث قابل خدشه است. از جمله:

اولا، آيه اللّه خوانسارى مى فرمايد:

واما ما عن امير المومنين- عليه السلام- فلا يستفاد منه الحرمه و الا لزم حرمه كل امر مباح الهى عن ذكر اللّه.((554)) از روايت امير مومنان- عليه السلام- حرمت (بازى با وسايل قمار از جمله شطرنج) استفاده نمى شود، زيرا اگر اين روايت دلالت بر حرمت كند لازم مى آيد هر كار مباحى كه موجب فراموشى ياد خدا شود حرام باشد. توضيح: شاهد عدم دلالت اين روايت بر حرمت اين است كه شيخ آن را به عنوان مويد نقل كرده((555)) نه دليل و فقهاى ديگر اين روايت را حمل بر كراهت لهو كرده اند نه حرمت. ثانيا، سند روايت ضعيف است، زيرا ابن صلت توثيق نشده است. آيه اللّه خويى مى نويسد:

ضعيفه لابن الصلت و غيره.((556)) اين روايت (مفيد ثانى) به خاطر ابن صلت و ديگران از نظر سند ضعيف است.

3. روايت فضيل:

از جمله روايات مورد استدلال بر حرمت بازى با آلات قمار از جمله شطرنج حديث فضيل است:

قال: سالت اباجعفر- عليه السلام- عن هذه الاشياء التى يلعب بها الناس النرد و الشطرنج حتى انتهيت الى السدر.((557)) فقال: اذا ميز اللّه الحق من الباطل مع ايهما يكون. قال: مع الباطل؟ قال: فمالك و للباطل؟((558)) فضيل مى گويد: از امام باقر- عليه السلام- از چيزهايى كه مردم با آنها بازى مى كنند پرسيدم مانند نرد و شطرنج. تا اين كه به سدر رسيدم. آن حضرت در پاسخ فرمود: هرگاه خدا ميان حق و باطل را جدا كند با كدام خواهد بود؟ سوال كننده مى گويد: با باطل. حضرت فرمود: تو را با باطل چه كارى است؟ تقريب دلالت روايت بر مدعا به اين است كه بگوييم: حضرت بازى با شطرنج را در رديف باطل قرار داد و سپس با استفهام انكارى فرموده است: تو را با باطل چه كارى؟ و از طرفى بازى با شطرنج اطلاق دارد و بازى بدون برد و باخت را نيز فرامى گيرد. نقد و بررسى اين استدلال از جهاتى قابل خدشه است:

اولا، آيه اللّه خوانسارى در مقام اشكال نقضى مى فرمايد: اگر بخواهيم از آن جهت كه امام معصوم- عليه السلام- بازى با شطرنج را از اقسام باطل قرار داده حرمت آن را استفاده كنيم بايد بسيارى از امور مباح نيز حرام باشد، زيرا در تقسيم بندى، در برابر حق جاى دارد نه جزء آن. از باب نمونه درباره هر امر لغو و يا حرف زدن هاى بى فايده مى نويسد:

واما روايه الفضيل... فاستفاده الحرمه منهما من جهه الطرفيه مع الحق مشكله الاترى ان اللغو لايكون باطلا ومع ذلك لايكون محرما وكذلك تكلم الانسان بمالايعنيه لايكون حقا فى كون باطلا لايعد من المحرمات.((559)) استفاده حرمت بازى با شطرنج از روايت فضيل از آن جهت كه جزء باطل و در برابر حق به شمار آمده مشكل است، زيرا امور لغو نيز حق نيست و بايد باطل و حرام باشد حال آن كه حرام نيست و نيز گفتگوهاى بى فايده انسان جزء حق نيست پس بايد باطل و حرام باشد. در حالى كه از محرمات به شمار نمى آيد. همين اشكال نقضى بسيارى از بزرگان- از جمله محقق ايروانى را بر آن داشته تا روايت را حمل بر كراهت كنند((560)) و برخى ديگر از جمله شيخ- آن را به عنوان مويد نقل كنند نه دليل.((561)) ثانيا، ممكن است گفته شود سوال منصرف به بازى هاى همراه با برد و باخت است زيرا متعارف در آن زمان، بازى با برد و باخت بوده است و پاسخ امام اطلاق ندارد تا بدان تمسك گردد. ثالثا: سند روايت اشكال دارد، زيرا بعضى از بزرگان مانند آيه اللّه خويى نسبت به وثاقت سهل بن زياد اشكال مى كنند.((562)) پاسخ: به نظر مى رسد بر اساس تحقيقى كه شده سهل بن زياد مورد اعتماد است، زيرا بسيارى از صاحب نظران در رجال به روايتش اعتماد كرده اند. از جمله حضرت آيه اللّه سيد موسى شبيرى- زنجانى صاحب نظر در دانش رجال- شفاها در پاسخ از وثاقت و ضعف سهل بن زياد فرمود:

مرحوم كلينى فراوان با جمله (عده من اصحابنا عن سهل) روايت مى كند. از سوى ديگر مى دانيم بيشتر عده من اصحابنا) همان مشايخ كلينى اند و خيلى دور است كه اين افراد از شخص ضعيف نقل حديث كنند. ممكن است اشكال شود كه اينان بر مبناى اصاله العداله از سهل نقل حديث كرده اند. پاسخ اين است كه چون اين بزرگان با سهل آمد و شد داشته اند عدالت و فسق او در نظر آنها مشكوك نبوده است تا به اصاله العداله تمسك شود.((563)) با اين كه سند از جهت سهل اشكال ندارد، اما عبداللّه بن عاصم توثيق نشده جزاز ناحيه متاخرين همانند علامه حلى، ليكن توثيقات آنها حدسى است و قابل اعتنا نيست.

4. موثقه زراره:

از جمله روايات مورد استدلال بر حرمت بازى با شطرنج- هرچند بدون برد و باخت- موثقه زراره از امام صادق- عليه السلام- است:

انه سئل عن الشطرنج... فقال: ارايتك اذا ميز اللّه الحق و الباطل مع ايهما تكون؟ قال: مع الباطل. قال: لاخير فيه.((564)) از امام صادق- عليه السلام- از حكم شطرنج پرسيده شد... آن حضرت فرمود: هرگاه خداوند ميان حق و باطل را جدا كند شطرنج با كدام يك از آنها خواهد بود؟ زراره مى گويد: با باطل. حضرت فرمود:پس خيرى در آن نيست. تقريب دلالت به اين است كه بگوييم: شطرنج از آن جهت كه در تقسيم بندى در رديف باطل قرار دارد در آن خيرى نيست در نتيجه جايز نخواهد بود. نقد و بررسى بر استدلال به اين حديث نيز ايراداتى ممكن است وارد باشد:

اولا، آيه اللّه خوانسارى اشكال نقضى مى كند كه اگر شطرنج از آن جهت كه در رديف باطل واقع شده و در آن خيرى نيست حرام باشد بايد هر غير حق و هر چه در آن خير نيست حرام باشد. وى در اين باره مى نويسد:

واما... الموثقه فاستفاده الحرمه منهما من جهه الطرفيه مع الحق مشكله. الاترى ان اللغو لايكون حقا فهو يكون باطلا ومع ذلك لايكون محرما... .((565)) استفاده حرمت بازى با شطرنج- هرچند همراه با برد و باخت نباشد- از روايت فضيل و موثقه زراره از آن جهت كه در تقسيم بندى جزء باطل شمرده شده مشكل است ، زيرا امور لغو در رديف حق قرار نمى گيرد. پس بايد باطل و حرام باشد در حالى كه حرام نيست. توضيح كلام وى اين است كه حق نبودن اعم از حرمت است، زيرا بسيارى از امور در زندگى روزمره انسانها حق نيست با اين حال حرام نيست. اين حديث از آن جهت كه امام در مقام بيان حكم شطرنج مى فرمايد: (لاخير فيه) دلالت نداشتن آن بر حرمت روشنتر است، زيرا پرواضح است خير نبودن در چيزى اعم است از حرام بودن و كراهت. از اين رو حديث حمل بر كراهت مى شود. محقق شيرازى پس از نقد و بررسى اين روايت در پايان آن را حمل بر كراهت مى كند.((566))

5. روايت ابوربيع:

روايت ديگرى كه بدان بر حرمت بازى با شطرنج- هرچند بدون برد و باخت- استدلال شده روايت ابو ربيع شامى از امام صادق- عليه السلام- است:

قال: سئل عن الشطرنج و النرد. فقال:لاتقربوهما.((567)) ابوربيع مى گويد: از امام صادق- عليه السلام- درباره شطرنج و نرد پرسيده شد. حضرت فرمود: نزديك آن دو نشويد. تقريب استدال از اين قرار است كه نهى از نزديك شدن اطلاق دارد و هرگونه بازى با آن را فرامى گيرد. نقد و بررسى به اين استدلال، اشكالاتى را مى توان مطرح كرد:

اولا، (لاتقربوا) در اينجا كنايه از ترك چيزى است كه در آن زمان متعارف بوده و بى گمان متعارف در آن روزگار بازى با شطرنج با برد و باخت بوده است. بنابراين بازى بدون برد و باخت را فراگير نيست. از سوى ديگر جمله (لاتقربوهما) پاسخ به پرسش است نمى تواند نسبت به غير مورد سوال اطلاق و عموم داشته باشد، زيرا امام- عليه السلام- در مقام بيان پاسخ به پرسش است نه بيشتر و سوال از حكم بازى با شطرنج و نرد در آن زمان است كه-اگر نگويم هميشه- دست كم بيشتر اوقات براى بازى برد و باخت استفاده مى شده است. ثانيا، در سند روايت احمد بن محمد بن عيسى واقع شده كه ميان موثق و مجهول مشترك است اگر او از مشايخ شيخ صدوق باشد مجهول است در نتيجه سند روايت قابل اعتماد نيست.

6. روايات ناهى از قمار:

از جمله ادله حرمت بازى با آلات مخصوص قمار- از جمله شطرنج هرچند همراه با برد و باخت نباشد- روايات فراوانى است كه از عنوان قمار و ميسر نهى كرده. برخى از اين روايات مانند روايت پيشين ابوجارود در تفسير ميسر كه عبارت (كل قمار ميسر) در آن بود. مرحوم شيخ حرعاملى بابى را در وسايل الشيعه با عنوان (باب تحريم كسب القمار حتى الكعاب و الجوز والبيض وان كان الفاعل غير مكلف و تحريم فعل القمار) منعقد كرده و در آن چهارده روايت نقل كرده است.((568)) از جمله روايت زياد بن عيسى:

سالت اباعبداللّه- عليه السلام- عن قوله- عزوجل-: ولاتاكلوا اموالكم بينكم بالباطل.((569)) فقال: كانت قريش يقامر الرجل باهله و ماله فنهاهم اللّه عن ذلك.((570)) زياد بن عيسى از امام صادق- عليه السلام- از تفسير فرمايش خداوند كه مى گويد:

(مالهايتان را ميان خودتان به باطل نخوريد) پرسيدم. حضرت فرمود: قريش با زنان و اموالشان قمار مى كردند و خداوند آنها را از اين كار منع كرد. روايات ديگرى نيز به همين مضمون وارد شده است چگونگى دلالت به اين گونه است كه نهى از قمار اطلاق دارد، چه در آن برد و باختى باشد و چه در آن برد و باختى نباشد. بنابراين بازى با شطرنج به خاطر قمار بودن حرام است، هرچند در آن برد و باخت نباشد. در واقع اين روايات منبع مبناى سوم در حرمت بازى با شطرنج است. نقد و بررسى برخى از اين روايات هر چند از جهت سند تمام نيستند ليكن در ميان آنها روايت قابل اعتماد وجود دارد. از اين رو از بحث سندى خوددارى مى شود اما از نظر دلالت اشكالاتى قابل تصور است:

اولا، گذشت كه صدق عنوان قمار از نظر لغت شناسان متقدم به برد و باخت است و در اصطلاح فقها نيز مفهوم قمار بدون برد و باخت صادق نيست. بنابراين بازى با شطرنج بدون برد و باخت در لغت و اصطلاح قمار نيست تا مشمول اطلاقات و عمومات نهى از قمار باشد. ثانيا، بر فرض بپذيريم عنوان قمار در روايات اعم است و موارد بازى بدون برد و باخت را نيز فراگيرد، در اين صورت ممكن است گفته شود: پرسش از موارد متداول قمار در آن روزگار بوده و آن قمارى است كه همراه با برد و باخت باشد، هرچند بپذيريم بازى بدون برد و باخت نيز كم نبوده. بنابراين قمار در اين روايات ناظر به موارد متعارف آن عصر است و نسبت به بازى بدون برد و باخت اطلاق ندارند. شاهد اين مدعا برخى روايات است كه قمار با شطرنج را از گناهان كبيره مى شمارد و تعبيراتى در آنها به كار رفته كه با قمار همراه برد و باخت مى سازد. از باب نمونه ابن ادريس در متطرفات نقل مى كند:

عن ابى عبداللّه- عليه السلام- قال: بيع الشطرنج حرام و اكل ثمنه سحت و اتخاذها كفر واللعب بها شرك والسلام على اللاهى بها معصيه وكبيره موبقه والخائض فى ها يده كالخائض يده فى لحم الخنزير لاصلاه له حتى يغسل يده كما يغسلها من مس لحم الخنزير و الناظر اليها كالناظر فى فرج امه واللاهى...((571)) فروش شطرنج حرام و خوردن از پول آن پليدى و گرفتن آن كفر و بازى با آن شرك و سلام كردن بر بازى كننده آن گناه كبيره همراه با عذاب است و دراز كردن دست به سوى آن مانند دراز كردن دست به گوشت خنزير است. نماز براى او نيست تا اين كه دستش را بشويد همان گونه كه مس كننده گوشت خوك دستش را مى شويد. نگاه كردن به آن مانند نگاه كردن به عورت مادر است. پرواضح است اين تعابير جز با قمار و شطرنجى كه با آن از روى برد و باخت بازى مى شود نمى سازد مويد آن((572)) روايت زياد بن عيسى است كه حضرت مى فرمايد: (قريش بر سر اهل و عيال و ناموسشان قمار مى كردند.) از اين رو شطرنج و قمار مورد سوال در اين گونه روايات بر شطرنج و قمارى حمل مى شود كه همراه با برد و باخت باشد. با رد اين استدلال مبناى سوم كه بازى با شطرنج بدون برد و باخت را حرام مى دانند- از آن جهت كه در مفهوم قمار برد و باخت را شرط نمى دانند- رد مى شود.

7. روايات نهى كننده از بازى با شطرنج:

برخى از بزرگان بازى با وسايل مخصوص قمار را- هر چند همراه با برد و باخت نباشد از جمله شطرنج- از آن جهت حرام مى دانند كه تعدادى روايت از بازى با آنها نهى مى كنند. آيه اللّه خويى مى نويسد:

والتحقيق ان يستدل على الحرمه بالمطلقات الكثيره الناهيه عن اللعب بالنرد والشطرنج وبكل مايكون معدا للتقامر فانه لاشبهه ان اللعب بالامور المذكوره يعم بماكان مع المراهنه او بدونها.((573)) مقتضاى تحقيق عبارت است از استدلال بر حرمت، با اطلاق روايات فراوانى كه از بازى با نرد و شطرنج و هر وسيله اى كه براى قمار تهيه شده نهى مى كنند، زيرا بى گمان بازى با برد و باخت و بدون برد و باخت را دربرمى گيرد. نقد و بررسى ممكن است بر اين استدلال نيز اشكالاتى وارد گردد زيرا هر چند روايات معتبرى مانند معتبره سكونى((574)) كه برخى از بزرگان و اساتيد حوزه در نامه اى كه به حضرت امام نوشته اند به آن براى حرمت بازى با شطرنج تمسك جسته اند. اولا، همان گونه كه پيش از اين گذشت دور نيست گفته شود اين اطلاقات ناظر به بازيهاى متعارف و متداول است و بى گمان متعارف و متداول در آن زمان، بازى با برد و باخت بوده. حتى بر اساس برخى از روايات((575)) برد و باخت بر سر اهل و عيال و ناموس بوده است. شاهد اين ادعا تعبيراتى است كه در روايات بر قمار به ويژه شطرنج وارد شده مانند اين كه سلام بر بازى كننده شطرنج معصيت كبيره موبقه است كه پيش از اين گذشت آيا چنين نهى شديد جز با بازى شطرنج از روى برد و باخت بر سر ناموس سازگار است؟ آيا ممكن است تعبير (من جلس على اللعب بها (شطرنج) فقد تبوء مقعده فى النار) جز با بازى از روى برد و باخت حكيمانه است؟ آيا به كار بردن تعبير (دعوا المجوسيه لاهلها لعنها اللّه)((576)) وسيله مجوسيه را براى اهلش رها كنيد خدا آنها را لعنت كند. نسبت شطرنج و بازى با آن جز با برد و باخت سازگار است؟ اين گونه نهى هاى شديد در رواياتى است كه اين بزرگان به اطلاق آنها بر حرمت هرگونه بازى با شطرنج استدلال مى فرمايند. بنابراين مى توان گفت اين مطالب مانع از انعقاد اطلاق اين روايات ناهى از بازى با آلات قمار است. آنچه گفته شد ادعاى انصراف روايات از بازى بدون برد و باخت نيست تا پاسخ داده شود كه بازى بدون برد و باخت نيز فراوان است بلكه مدعا، عدم انعقاد اطلاق نسبت به بازى با شطرنج بدون برد و باخت است. بنابراين مبناى دوم در حرمت بازى با شطرنج نيز نمى تواند صحيح باشد.

ج - اجماع از جمله ادله اى كه ممكن است بر حرمت بازى با شطرنج- هرچند بدون برد و باخت- استدلال گردد اجماع است. صاحب جواهر در شرح كلام محقق حلى- كه قمار را از جمله كسبهاى حرام مى شمارد- مى نويسد:

بلاخلاف اجده فيه بل الاجماع بقسميه عليه.((577)) خلافى در حرمت قمار نيافتم، بلكه اجماع منقول و محصل بر آن وجود دارد. ادعاى اجماع از سوى صاحب جواهر در خصوص شطرنج نيست زيرا خود صاحب جواهر پس از اين عبارت مى نگارد:

فرقى ميان شطرنج و غيرشطرنج نيست. ولى در هر صورت حرمت بازى با شطرنج مصداق اكمل خواهد بود. نقد و بررسى هرچند در اصل اجماع بر حرمت قمار جاى ترديد نيست ليكن نمى تواند دليل بر حرمت بازى با شطرنج باشد، زيرا:

اولا، اين اجماع قطعا مدركى است زيرا آيات و روايات فراوان در اين باره رسيده. پس كاشف از قول معصوم نيست.