back page

523- حاشيه مؤلف: «اين قيد از براى ادخال موى و محل مسح
جبيره است‏». منه قدس سره.
524- حاشيه مؤلف: «اين قيد از براى ادخال برف و يخ و يال
اسب و امثال آنهاست در تيمم‏». منه قدس سره.
525- در حاشيه «الف‏» نسخه بدل «خبثى‏» آمده: «عينى‏».
526- حاشيه مؤلف: «سبب چيست كه هر عضوى كه نجس
شود به يك شستن طاهر مى‏شود و ميت را تا سه غسل‏ندهى
طاهر نمى‏شود به سبب آن كه هرچيز كه لطيف ترين
چيزهاست مرده او بدترين چيزهاست‏». منه قدس‏سره.
527-31.حاشيه مؤلف: «همزه حرفى است از حروف. آن را جدا
شمردن و از ميانه حروف اخراج كردن چنانچه متوهم‏اين
عصر كرده است از باب نقصان مهارت است.
528- المبسوط، ج‏1، ص‏23و24.
529- السرائر، ج‏1، ص‏57.
530- مستدرك الوسائل، ج‏9، ص‏410، ح‏112و113، در آن آمده:
«الطواف بالبيت صلاة‏».
531- الذكرى، ج‏2، ص‏196.
همان.
533- مختلف الشيعه، ج‏1، ص‏92، م‏50.
534- حاشيه مؤلف: «در ذكرى ذكر اين روايت كرده، گفته
است: روى الصدوق عن عبدالعزيز بن الحجاج، عن
ابي‏عبداللّه(ع)، قال: «من سجد...» الحديث بتمامه. يعنى: هركه
سجده شكر به جا آورد از براى نعمتى از نعم الهى، و حال آن‏كه
وضو كرده باشد و با وضو بوده باشد، اللّه تعالى بنويسد از براى
او به آن يك سجده ده نماز و محو كند از نامه عمل اوده گناه
از گناهان عظيمه‏». منه قدس سره.
535- من لايحضره الفقيه، ج‏1، ص‏218، باب سجده الشكر،
ح‏971.
536- مختلف الشيعه، ج‏2، ص‏185، م‏103.
537- الكافي، ج‏3، ص‏318، ح‏4.
538- النهايه، ص‏25.
539- تهذيب الاحكام، ج‏2، ص‏292، ح‏1172.
540- البيان، ص‏73، الذكرى، ج‏1، ص‏375.
541- من لايحضره الفقيه، ج‏1، ص‏39، ح‏148.
542- مختلف الشيعه، ج‏1، ص‏93، م‏51.
543- من لايحضره الفقيه، ج‏1، ص‏39، ذيل الحديث‏12.
544- تهذيب الاحكام، ج‏1، ص‏12، ح‏23.
545- الاستبصار، ج‏1، ص‏152، ذيل الحديث‏273 (چاپ تحقيق
شده توسط محمد جواد الفقيه، دارالاضواء،بيروت).
456- منتهى المطلب، ج‏2، ص‏150. شايان ذكر است كه علامه
دراين جا موضوع حرمت يا عدم حرمت مس اسماء انبيارا مطرح
نكرده، بلكه صرفا به بيان حرمت مس كتابت قرآن پرداخته
است و شايد از همين مطلب است كه مؤلف‏استظهار نموده كه
وى قائل به عدم حرمت مس اسم نبى (ص) و ساير انبيا
مى‏باشد.
547- يعنى ظرفى كه نقره اندود باشد.
548- در نسخه‏ها مشخص نيست و متناسب با معنا، اين كلمه
را آورديم.
549- ر.ك: تهذيب الاحكام، ج‏1، ص‏407، ح‏1270.
550- اين مطلب را محمد بن على بن بابويه از رساله پدرش
نقل كرده است.(من لايحضره الفقيه، ج‏1، ص‏50، ذيل‏حديث
195).
551- نهاية الاحكام، ج‏1، ص‏124.
552- شيخ در مبسوط، ج‏1، ص‏185 تيمم را مقيد كرده است
به فوات وقت و برخلاف اين نسبت پيش رفته است.
بلى،درمعتبر، ج‏1، ص‏405، اين اجماع را از او نقل كرده است.
553- تهذيب الاحكام، ج‏3، ص‏203، ح‏24.
554- المعتبر، ج‏1، ص‏404، ديدگاه ابن جنيد هم اين جا آمده
است.
555- الكافي، ج‏3، ص‏72، باب النوادر، ح‏10.
556- سنن التزمذي، ج‏1، ص‏211.
557- حاشيه مؤلف: «وضو (به فتح واو) آبى است كه به آن
وضو واقع مى‏شود، يعنى: خاك پاك آب وضوى مسلم‏است در
وقت ضرورت‏» منه قدس سره.
558- سنن الترمذي، ج‏1، ص‏212، ح‏124، مسند احمد، ج‏5،
ص‏180.
559- تهذيب الاحكام، ج‏1، ص‏201، ح‏582.
560- همان، ج‏1، ص‏20، ح‏583.
561- همان، ج‏1، ص‏201.
562- المعتبر، ج‏1، ص‏403.
563- ذكرى، ج‏2، ص‏273.
564- البيان، ص‏41.
565- من لايحضره الفقيه، ج‏1، ص‏18، ح‏47.
566- تهذيب الاحكام، ج‏1، ص‏33، ح‏87.
567- بحار الانوار، ج‏6، ص‏275، فتح الباري، ج‏1، ص‏289، كنز
العمال، ج‏9، ص‏345، ح‏26365.
568- سنن ابي داود، ج‏1، ص‏8، ح‏29.
569- تهذيب الاحكام، ج‏1، ص‏34، ح‏90.
570- علل الشرائع، ص‏283، ح‏1.
571- تهذيب الاحكام، ج‏1، ص‏352، ح‏1044.
572- در مجاميع روايى اماميه يافت نشد.
573- تهذيب الاحكام، ج‏1، ص‏353، ح‏1046.
574- يافت نشد.
575- نهاية الاحكام، ج‏1، ص‏85.
576- من لايحضره الفقيه، ج‏1، ص‏32، ح‏110.
577- همان، ص‏18، ح‏49.
578- نهاية الاحكام، ج‏1، ص‏79.
579- الذكرى، ج‏1، ص‏167. لازم به ذكر است كه شهيد در
ص‏164، نافى كراهت است.
580- تهذيب الاحكام، ج‏1، ص‏33، ح‏87.
581- همان، ح‏86.
582- همان.
583- الذكرى، ج‏1، ص‏162.
584- السنن الكبرى، ج‏1، ص‏96، الذكرى، ج‏1، ص‏167.
585- المبسوط، ج‏1، ص‏17.
586- المعتبر، ج‏1، ص‏124.
587- المقنعه، ص‏40.
588- در معتبر، ج‏1، ص‏124، از او نقل كرده است.
589- تهذيب الاحكام، ج‏1، ص‏356، ح‏1063، استبصار، ج‏1،
ص‏49، ح‏137.
590- من لايحضره الفقيه، ج‏1، ص‏2، ذيل حديث 59.
591- المراسم، ص‏32.
592- در اين مورد در كتاب‏هاى شهيد ثانى چيزى يافت نشد.
593- من لايحضره الفقيه، ج‏1، ص‏16، ح‏37، در آن آمده است:
«فاجرجه مني‏».
594- همان، ص‏17، ح‏38.
595- چنان كه در من لايحضره الفقيه، ج‏1، ص‏17، ح‏40، اين
طور آمده است.
596- حاشيه مؤلف: «اوايل معتزله بود فخرالدين و درآخر با
مولانا محمد غزالى شيعه شدند و مولانا احمد غزالى بامحمد
بحث مذاهب مى‏كرد نور اللّه مضجعه در تصنيف خود ذكر
كرده‏»، منه قدس سره.
597- نور، آيه‏40.
598- حاشيه مؤلف: «حق آن است كه براز به فتح، كنايت است
از غايط و براز به كسر مصدر است به معنى حرب ومبارز
ميانچه. ابن اثير در جامع الاصول و نهايه و مطرزى درمغرب و
علامه زمخشرى درفايق و اساس البلاغه ذكركرده‏اند. و آنچه
جوهرى در صحاح گفته به كسر عبارت از غايط است، صحيح
نيست و من بر آن اعتماد ندارم. منه‏قدس سره.
599- تهذيب الاحكام، ج‏1، ص‏35، ح‏32.
600- من لايحضره الفقيه، ج‏1، ص‏30، باب ارتياد المكان، ح‏59.
601- منتهى المطلب، ج‏1، ص‏265.
602- مختلف الشيعه، ج‏1، ص‏10، م‏58.
603- منتهى المطلب، ج‏1، ص‏265.
604- الذكرى، ج‏1، ص‏174.
605- من لايحضره الفقيه، ج‏1، ص‏23، باب ارتياد المكان...،
ذيل حديث‏38.
606- لم نعثر عليه.
607- مناقب آل ابي طالب، ج‏1، ص‏125، فصل في معجزاته.
608- البيان، ص‏42.
609- المراسم، ص‏32، قول ابن جنيد يافت نشد.
610- المحاسن، ج‏2، ص‏579، باب المياه المنهي عن شربها،
ح‏47، من لايحضره الفقيه، ج‏1، ص‏14، ح‏25.
611- الكافي، ج‏3، ص‏15، ح‏5، تهذيب الاحكام، ج‏1، ص‏366،
ح‏1113.
612- الكافي، ج‏3، ص‏17، ح‏6.
613- الذكرى، ج‏1، ص‏167.
614- من لايحضره الفقيه، ج‏1، ص‏74، باب تقليم الاظفار،
ح‏31، با تفاوتى اندك.
615- همان، ج‏1، ص‏73، ح‏302.
616- همان، ح‏303.
617- همان، ح‏307.
618- همان، ح‏308.
619- همان، ح‏309.
620- من لايحضره الفقيه، ج‏1، ص‏76، ح‏334.
621- همان، ح‏332.
622- الذكرى، ج‏1، ص‏159.
623- من لايحضره الفقيه، ج‏1، ص‏76، ح‏333.
624- همان، ص‏73، ح‏304.
625- همان، ص‏74، ح‏310.
626- اين روايت در كافى ديده نشد.
627- الذكرى، ج‏1، ص‏156.
628- من لايحضره الفقيه، ج‏1، ص‏74، ح‏310
629- همان، ح‏316.
630- اعراف، آيه‏31.
631- بالوبا (خ ل).
632- من لايحضره الفقيه، ج‏1، ص‏75، ح‏319و320، الكافي،
ج‏6، ص‏488، ح‏2.

back page